پاسخ به ابهامهای یکی از همیاران بنیاد کودک

پاسخ به ابهامهای یکی از همیاران بنیاد کودک پاسخ به ابهامهای یکی از همیاران بنیاد کودک
روزهای گذشته در فضای مجازی پستی از سوی یکی از همیاران سابق بنیاد کودک منتشر شد که بیشتر حاوی قضاوتهایی یک سویه بود. از آنجاییکه بنیاد کودک همواره تلاش می کند با شفافیت و گزارش دهی مستمر پاسخگوی همیاران خود و افکار عمومی باشد در این خصوص متن پاسخ به همراه عکسهایی از مددجو به این کفیل محترم ارسال شد. در عین حال جهت رفع شبهه های ایجاد شده متن پاسخ را در اینجا منتشر می کنیم.
بانوی بزرگوار سرکارخانم شادی بیضایی
با سلام و تشکر از علاقمندیتان به بنیاد کودک و حمایت از مرجان مددجوی نازنین ما،
اخیرا شما متنی در وبلاگ خود درج نموده اید که به واسطه ی محتویات آن و همزمانی اش با پروژه "صبحانه" برای دانش آموزان مدارس حاشیه شهر ارومیه،‌ ناگهان به مطلبی داغ تبدیل شد و اکنون در اینترنت و شبکه های اجتماعی مجازی از این دست به آن دست میچرخد. از آنجائیکه محتویات این متن در خصوص بنیاد کودک است، لازم دیدیم نقطه نظرات خود را نیز با شما در میان گذاشته تا سوء تفاهماتی که پیش آمده برطرف گردد. ضمنا امیدواریم پاسخ ما را نیز در ذیل مطلب خود در وبلاگتان درج کنید تا مراجعین به صفحه شما، حداقل از نقطه نظرات بنیاد کودک هم آگاهی یافته و یک طرفه به قضاوت نروند. پیشاپیش از لطف شما سپاسگزاری مینمائیم.
قبل از پاسخ به شبهات شما، لازم میدانیم یک گِلِگی دوستانه از شما بکنیم و بپرسیم آیا بهترنبود پیش ازآنکه تصورات و برداشت های شخصیتان را از یک رخداد را که بی شک میتواند هزاران خوانش داشته باشد رسانه ای کنید، ازصحت ودرستی فرمایشاهایتان اطمینان می یافتید و بعد حکم برای بنیاد کودک صادر می فرمودید؟
آیا سنجیده تر نبود قبل از هر کاری که باعث فرافکنی وتشویش افکارعمومی گردد ابتدا به رفع سوءتفاهمات می پرداختید و اگر نتیجه ای حاصل نمی کردید دست به قلم می شدید؟
و آیا بهتر نبود قبل از اینکه از طریق فضای مجازی حق خواهی نمایید، برای یک امر کاملا انسانی و فقط به خاطرحس نوعدوستی، نخست پرسشهایتان را ازطریق خود بنیاد کودک می پرسیدید؟
حتما میدانید که بنیاد کودک یک موسسه خیریه ی بین المللی با نزدیک به 20 سال سابقه خدمت است. این بنیاد در سراسر کشور در زمینه حمایت از دانش آموزان نیازمند و با استعداد ایرانی فعالیت داشته و دامنه فعالیتش به عنوان یک موسسه خیریه ی مردم نهاد ، روز به روز گسترش می یابد. بنیاد کودک سالهاست که به صورت داوطلبانه و سالانه توسط حسابرسان قسم خورده حسابرسی می شود و بخاطر همین شفافیت در امور اداری و مالی اش توانسته چندین تائیدیه مختلف جهانی را کسب کند.
در طی بیست سال گذشته این موسسه بیش از سیزده هزار مددجو را تحت حمایت داشته و در حال حاضر نیز بیش از شش هزار مددجو و خانواده هایشان را در سراسر کشور تحت پوشش خدمات خود قرار داده است. خوشبختانه در طی چند سال اخیر سرمایه گذاری های بنیادکودک در زمینه یاری دانش آموزان مستعد به بار نشسته و اکنون حدود 703تن از مددجویانمان در دانشگاه تحصیل میکنند  که از این تعداد 213 نفر امسال در دانشگاه های کشور پذیرفته و چهار تن از آنان سرافرازانه موفق به کسب رتبه ی سه رقمی شده اند .
بنیاد کودک ایران برای شفاف سازی فعالیت های خود علاوه بر انتشار گزارش های مالی و حسابرسی هایش در وب سایت و ارسال گزارشهای شش ماهه، می کوشد تا فرآیند ارتباط کفیلان و مددجویان را هم در قالب دیدارهای حضوری و یا به صورت تلفنی فراهم آورد.
بنیاد کودک به عنوان نهادی که داعیه دار فرهنگ است به مددکارانش آموزش داده که به دانش آموزان تحت حمایت، ابتدائی ترین آداب اجتماعی که همانا قدردانی از همیاران است را آموزش دهند. باشد که در ساختار فرهنگی بعضی از این خانواده ها که وجود معضلات اقتصادی فرصت پردازش به مسائل فرهنگی را به آنان نداده، تغییراتی خوش ایجاد شود. از این رو بنیاد کودک تلاش می کند  در کنار گزارشهایی که به دست به همیاران می رسد، نامه ی تشکری هم از مددجو به همیار ارسال شود که متن آن توسط خود مددجو نوشته می شود. این اطمینان رابه شما می دهیم که به هیچ وجه قصد ایجاد"جوش و خروش انقلابی"در شما و یا دیگران را  نداریم بلکه، این هم قسمتی از فعالیتهای شفاف بنیاد است که اتفاقا مورد استقبال اکثر همیاران محترم نیز قرار دارد. برخی از همیاران، نامه های تشکر مددجویشان را بی پاسخ نمیگذارند و خود نیز نامه ای برای مددجو می نویسند و بدین ترتیب ارتباط خود را با اونه تنها  حفظ بلکه گسترش می دهند .
بدیهی است که از میان ده ها هزار نفر همیار بنیاد کودک که در این سالها ما را همراهی کرده اند، نظرات و سلیقه های مختلفی مطرح شود و ما تلاش می کنیم با در نظر گرفتن تمام سلیقه ها، روشی میانه را در ارایه ی گزارش ها به همیاران محترم انتخاب کنیم. این انتقاد که بنیاد کودک می کوشد به وسیله ی این نامه ها در همیاران"جوش و خروش انقلابی"ایجاد کند، از انصاف به دور است، چرا که این طبیعت همه ی انسانهاست که از کار نیک خود لذت ببرند و ضرورت استمرار کمک به نیازمندان این است که احساسات انسانی به تحریک درآید تا آنها لحظه ای از دنیایی که در اطراف خود ساخته اند رها شده و به کمک به همنوع خود بیاندیشند.
سرکار خانم بیضائی
یکی از ابهاماتی که مطرح نموده اید در خصوص کمک هزینه ی خرید دوچرخه و ماشین لباسشویی بود که توجه شما را به توضیحات ذیل در خصوص جزئیات حسابهایتان جلب مینماید (و خواهشمند است چنانچه این اعداد با ارقام شما همخوانی ندارد بلافاصله اعلام فرمائید تا پیگیری نمائیم(شاید اطلاع داشته باشید که بنیاد کودک ایران اکنون بیش از 14 سال است که تمامی مبادلات مالی و دریافت و پرداخت های خود را از طریق سیستم های نرم افزاری بانکی انجام می دهد و لذا اسناد تمام آنها برای کفیلان عزیز قابل دسترسی و بررسی است.)
بنیاد کودک ایران همواره در موارد مختلف از طریق سایت و از طریق پیامک از همیاران عزیز خواهش کرده است که پس از واریز وجوه خود،  به ویژه در موارد پرداخت برای هدیه یا درمان، امور مالی بنیاد را مطلع کنند تا بخش حسابداری با اطلاع کامل ،اعتبار واصله را به مددجوی مورد نظرشان اختصاص دهد. چرا که در میان حجم انبوه واریزی ها اگر هدف دریافت کمک نقدی از سوی پرداخت کننده مشخص نشود، پول واریزی به عنوان کمک موردی یا کمک هزینه ی زندگی ثبت و به مددجو پرداخت خواهد شد که البته همه این موارد ثبت و ضبط شده و قابل بررسی و پیگیری برای همیاران عزیز می باشد.
در خصوص شما همیار مهربان،‌ نیز چنین مشکلی رخ داده و در پرداخت ثبت شده در تاریخ 23/09/1390 مبلغ چهارصد هزار تومان از جانب شما  از طریق شعبه ی سلسبیل شمالی برای مددجویتان واریز شد که متاسفانه فیش به دفتر مرکزی ارسال نشده بود و از آنجا که دفتر مرکزی در این خصوص توضیحاتی نیز دریافت نکرده بود  این مبلغ را به عنوان کمک فوق العاده در تاریخ 03/10/1390 وارد حساب مددجوی شما شده است(البته با پی گیری های واحد مالی دفترمرکزی  بنیاد کودک با رابط شما در ایران).
در تاریخ 18/12/1390 هم مبلغ پانصد هزار تومان از همان شعبه از جانب شما واریز شده است که باز هم با پیگیری های واحد مالی دفتر مرکزی از طریق رابط محترمتان در ایران مشخص شد مبلغ چهارصد هزار تومان از آن مربوط به مقرری مددجو  و صد هزار تومان دیگرعیدی مددجوست، که این مبلغ فوق العاده هم در تاریخ 22/01/1391 به حساب مددجو واریز شده است.
در تاریخ 28/12/1391 نیز مبلغ سیصد هزار تومان با عنوان خرید دوچرخه و عیدی به صورت حضوری توسط نماینده ی شما همیار محترم در دفتر مرکزی تهران پرداخت شد ،که این مبلغ نیز در تاریخ 05/01/1392 به حساب مددجو واریز شد و دوچرخه توسط خانواده با نظارت بنیاد کودک خریداری شد. این مبلغ تنها پرداختی بود که توسط نماینده ی محترم شما، جزییات علت پرداخت در آن مشخص شده بود، و بنابراین در همان راستا هم هزینه شد. در خصوص تمام موارد ذکر شده بنیاد کودک ایران آمادگی دارد اسناد و مدارک بانکی و رسیدهای مرتبط را در اختیار شما و یا رابط  معرفی شده از طرف شما در ایران بگذارد.
یکی دیگر از ابهام هایی که شما مطرح نموده اید فراهم نشدن شرایط دیدارتان با مددجومی باشد. در این خصوص نیز بنیاد کودک تلاش و تاکید ویژه ای دارد تا در صورت فراهم شدن شرایط دیدار، این اتفاق را رقم بزند. بر این مهم در سایت بنیاد کودک و خط مشی بنیاد نیز تاکید شده است.
ولی با توجه به اینکه این تقاضا در فصل زمستان و ایام امتحانات مددجو بوده است، بنیاد صلاح ندانست مددجو به همراه مادرش و یک مددکار همراه را،  برای یک دیدار چند ساعته توسط اتوبوس و یا هواپیما (ولو اینکه همیار محترم هزینه آن را نیز متقبل شود) از تبریز به تهران اعزام دارد. این مسئله برای دختر بچه ای که تا کنون دورترین مسافتی که طی کرده شاید یکی دو محله آن طرف تر بوده است ، ‌ از نظر فرهنگی و روحی میتواند مشکل ساز شود، ضمن آنکه سفر یک روزه در زمستان تبریز و در زمان امتحانات اصلا مناسب یک دختر یازده ساله و یک مادربزرگ بیمار نمی باشد. البته شما دوست مهربان و یا همسر محترمتان می توانستید خود شخصا به تبریز تشریف ببرید و در دفتر بنیاد کودک در تبریز با مددجوی خود ملاقات کنید.
از آنجاییکه در اکثر دیدارهای مددجویان و همیاران در بنیاد کودک ایران، فرم نظرخواهی از همیار دریافت می شود و نیز در موارد متعدد از این دیدارها، عکس یادگاری هم تهیه می گردد. در حال حاضر در بنیاد کودک ایران اسناد مکتوب در این رابطه و عکس از دیدار همیاران و مددجویان نگهداری می شود که به عنوان سند همواره در دفتر مرکزی بنیاد کودک موجود و قابل بررسی برای مخاطبان گرامی می باشد.
در جای دیگری در مقاله خود نوشته اید که چنین برداشت کرده اید که گویا مددجوی یازده ساله ی بنیاد کودک، به صورتی حرفه ای و در مکالمه ای سه دقیقه ای درخواست های خود را مطرح کرده بود! وحتی اضافه فرموده اید که " احساس می کردم دخترک خیلی ماهرانه برای درخواست دادن تربیت شده". ظاهرا این احساس از آنجائی ناشی شده که شما به او گفته اید مایلید برایش هدیه ببرید و از او نوع شکلات را پرسیده اید و او اصرار کرده است که شکلات دوست ندارد و کاپشن میخواهد. در پی اصرار بیشتر شما، باز میگوید " چون هوا سرد است ". البته برای کسی که به قول خود در حال طی کردن تابستان در استرالیاست شاید احساس سردی کودکی یازده ساله و نیازش به کاپشن گرم چندان کار ملموسی نباشد. آیا فکر کرده اید که اگر شما پاسخ سوال خود را نمی گیرید، شاید به دلیل اشتباه بودن سوال باشد. هر ناظر بی طرفی میتواند به شما بگوید که انتظار انتخاب نوع شکلات برای کودکی یازده ساله که پدر و مادر خود را از دست داده و در خانه ای محقر زندگی می کند  که در آن به زحمت حداقل های  زندگی فراهم شده،  قطعا خطاست. اولویت او برای زندگی، درس خواندن و یا تفریح حتما با الویت فرزند دلبند شما در استرالیا فرق میکند. اگرشما از فرزند خود بپرسید چه شکلاتی میخواهید قطعا میتواند چندین نوع مختلف شکلات را برایتان نام ببرد. او از شما هرگز کامپیوتر نمیخواهد چون احتمالا در هر اتاق دسترسی به چند کامپیوتر، لپ تاپ و آی پد دارد ولی بر مرجان خرده نگیرید که الویتش داشتن یک کامپیوتر ولو دست دوم است تا بتواند مانند همکلاسی هایش حداقل از سی دی درایو آن استفاده کند.
و آیا شما جدا معتقدید در طول زمانیکه قرار شد با مرجان تلفنی صحبت کنید تا وقتی که این ارتباط اتفاق افتاد، کارمندان بنیاد کودک مشغول  "تربیت او برای درخواستهای ماهرانه " بودند؟ بیایید خودمان را جای دخترک یازده ساله ای  بگذاریم که از نعمت پدر و مادر محروم بوده و اکنون کسی را یافته است که بخشی از هزینه زندگی اش را تامین کرده و الان از او می پرسد چه چیز دیگری در زندگی کم دارد؟ اگر شما جای او بودید، تقاضای شکلات میکردید؟
صادقانه بگوییم، این جمله شما دل مددکاران زحمتکش ما که با امکاناتی کم ، عاشقانه به کار عظیمی مشغولند، واقعا سوزاند. " احساس می کردم دخترک خیلی ماهرانه برای درخواست دادن تربیت شده. " !
در ادامه ی این مطلب، فرموده اید علیرغم آنچه بنیاد گفته است این مددجو با خواهران و برادر و مادرش زندگی می کند، و در جای دیگری به نقل از بنیاد نوشته شده  اید که او با مادربزرگش زندگی می کند. این موارد در پرونده های بنیاد کودک بسیار مشاهده شده چرا که بسیاری از کودکان که از نعمت پدر و مادر محرومند از کودکی، کسانی را که با آنها زیسته اند خانواده اصلی خود می پندارند . در موارد متعددی هم  خانواده ایی که از کودکان نگهداری می کنند نمی خواهند و یا نمی توانند واقعیت تلخ بی پدری و بی مادری را به آنها بگویند. شاید بهتر باشد در چنین قضاوتهایی خود را به جای دختر بچه ای دردمند قرار دهیم که نمی خواهد واقعیت تلخ تنهایی اش را بپذیرد و ناخود آگاه با پذیرفتن آنها به عنوان خواهر و برادر و مادر، با خلاء وجودشان مقابله می کند. در چنین مواردی بنیاد کودک برای اطمینان از صحت ادعاهای مددجویان تحت پوشش یا خانواده هایشان، از آنان مدارک رسمی و معتبری را دریافت می کند که در خصوص مددجوی تحت پوشش شما گواهی فوت پدر و مدارک ترک شدن از سوی مادر موجود است و هر زمان که مایل بودید می توانیم آنها را در اختیار شما و یا رابطتان در ایران بگذاریم. متاسفانه شما از این رابطه درون فامیلی خانواده مرجان که چندان مسئله پیچیده ای هم نیست، نتیجه گرفته اید که " بنیاد کودک، با ملت صادق نیست" ! قضاوت شما بدینگونه است که حتی نفرموده اید مثلا " بنیاد با من صادق نیست"  بلکه ظاهرا معتقدید که ما با کل " ملت "  صادق نیستیم!
در جای دیگری از متن حتی به انتخاب ورزش ژیمناستیک توسط مددجو ایراد گرفته اید.
در ایران ورزش ژیمیناستیک آماتور برای کودکان یک ورزش لوکس و گران محسوب نمی شود و در اکثر باشگاه های ورزشی محلی قابل دسترس است. بنیاد کودک نیز همواره تلاش می کند با کمک همیاران خود شرایط یک زندگی با حداقل کیفیت را برای مددجویانش فراهم کند. از این رو چنین قضاوتی نیز از مسیر انصاف به دور است که نیاز کودکان ایران را با نیاز کودکان در مناطق کشورهای بسیار عقب افتاده مقایسه کنیم. مددکاران در گزارشها، نیازمندیها و تقاضاهای مددجویان را منعکس میکنند، چون بسیاری از همیاران علاقمندند در صورتیکه بخواهند کمک بیشتری بکنند، حداقل آگاه باشند نیاز و یا آرزوی مددجویشان چیست. از ما انتظار نداشته باشید که وقتی از مددجویی میپرسیم آرزویت چیست و او گفت مثلا کلاس ژیمناستیک، بگوئیم تو حقی برای چنین آرزوهائی نداری!
در بخش دیگری از این پست وبلاگ خود گفته اید " کامنتهای شما در فیس بوک پاک شده و نمیگذارند چیزی از این ماجرا در صفحه شان بنویسم " و در مورد دادگاه بنیاد کودک هم که مجرم شناخته شده اند " اراجیف " بشما تحویل می دهند.
ما با مسئول صفحه فیس بوک تماس گرفتیم و ایشان میگوید اولا هرگز کامنتی از شما در صفحه فیس بوک بنیاد کودک نوشته نشده که حذف گردد و در ثانی سیاست صفحه بنیادکودک در فیس بوک مبنی بر حذف هیچ  کامنتی نیست (البته کامنتهایی که شامل اهانت، فحش، تبلیغ ، مسائل غیرمربوط، مسائل سیاسی و شبیه آن باشد حذف میگردد).  اگر همین الان به صفحه بنیاد مراجعه کنید می بینید که کامنتهای بسیاری در خصوص دادگاه بنیاد مطرح شده و حتی برخی در مورد مقاله شما پرسیده اند که ما وظیفه اخلاقی خود دانستیم پاسخ شما را ابتدا برای خودتان ارسال کنیم.
در مورد دادگاه بنیاد کودک آمریکا، لطفا به وب سایت بنیاد کودک در آمریکا مراجعه کنید و گزارش کتبی مشاور حقوقی، مصاحبه ها و حتی گزارش تلویزیونBBCکه در مورد نتایج دادگاه  است را ملاحظه بفرمائید. البته چنانچه حمل بر  " اراجیف گویی " نفرمائید، پس از حدود هشت سال تحقیقات گسترده ی یازده آژانس امنیتی دولت آمریکا، در دادگاهی که برای بنیاد کودک در تاریخ مارس2013تشکیل شد، بنیاد کودک از تمامی اتهامات مبرا شناخته شد و تنها برای یک مورد جریمه شد. موردی که بنیاد به خاطر آن جریمه شد ارسال کمکهای جمع آوری شده در آمریکا به ایران بدون کسب مجوز خزانه داری آمریکا بود. از اینرو دادگاه نه تنها هیچ ممانعتی برای ادامه فعالیت بنیاد کودک ایجاد ننمود، بلکه بلافاصله چند ماه پس از دادگاه، اداره خزانه داری آمریکا مجوز رسمی شمارهIA-2012-295051-1را برای ارسال کمکهای جمع آوری شده در آمریکا و ارسال آن را به ایران را  برای بنیاد صادر نمود. درحال حاضر نیز بنیاد کودک در آمریکا، کمکهای بیشتری از آمریکا، اروپا وحتی استرالیا جمع آوری نموده و به ایران ارسال می دارد. کلیه اطلاعات گزارشهای مالیاتی و نتیجه حسابرسی ها که نشاندهنده ی حجم درآمد و ارسال کمکهای بنیاد به ایران است، از طریق وب سایت بنیاد در دسترس عموم قرار دارد.
دوست مهربان،
اگرچه شما نزدیک به یک سال است پرداختی هایتان به مرجان از طریق بنیاد را بدون اطلاع رسانی متوقف کرده اید ولی بنیاد کودک ایران به رسم ادب، در این مدت مقرری این مددجوی عزیز را پرداخته است تا او هیچ کمبودی در زندگی اش بخاطر این فقدان حس نکند. در هر حال بنیاد کودک وظیفه خود می داند که به دلیل حمایت دو ساله شما از مرجان نازنین، از شما و همسرتان قدردانی کند و حتی به انتقادات شما با دیده احترام نگاه میکند زیرا مطمئنیم حتی علیرغم نیشهای گزنده ای که در لابلای مطالبتان نثارمان کردید ، در دل علاقمند به کمک به فرزندان نیازمند این آب و خاک هستید و به قول باباطاهر عریان:
اگر با من نبودش هیچ میلی           چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟
در ضمن اگر از حال مرجان بخواهید،  خوشبختانه خوب و سلامت است، مرجان عزیز ما  اکنون وارد کلاس پنجم شده و درسش را همچنان با جدیت ادامه میدهد.  و در ترم قبلی تحصیلی هم موفق به رتبه ی خیلی خوب شده است . از دوچرخه اش نگهداری میکند و ما نیز چیزی در خصوص عدم علاقمندی شما برای حمایتش به او نگفته و نخواهیم گفت. اگر خاطر شما نیز از صحبت او مکدر شده و یا خطائی از بنیاد دیدید، از جانب بنیاد کودک و مرجان از شما عذر میخواهیم .اگر همچنان مایلید از وضعیت مرجان اطلاع کامل داشته باشید و حتی با او ملاقات کنید، میتوانیم گزارش شش ماهه  ی جدیدش  را نیز برایتان بفرستیم و یا هماهنگی های لازم برای  ملاقات شما و یا نماینده تان را در تبریز با او انجام دهیم .
در پایان، اینکه تلاش های بیست ساله ی بنیاد کودک که  به زودی وارد دهه ی سوم فعالیت خود می شود و خدمت رسانی صادقانه به هزاران کودک ایرانی نشان داده که اگر در تمام این سالها شفافیت و صداقت در فعالیت های بنیاد نبود امکان ادامه کار و رشد روز افزون خدمات بنیاد به کودکان ایرانی هم میسر نمی شد. ما شاکریم که با همت هموطنان نوعدوست و مهربان در تمام این سالها توانسته ایم با بیشترین حد رضایت از همیاران مهربانمان، فعالیت های خیرخواهانه ی خود را استمرار بخشیده و گسترش دهیم.
امیدواریم در این راه پر پیچ و خم شما هم ما را همراهی کنید.
به امید ادامه مهربانی های صادقانه
بنیاد کودک ایران
 
 
 


نظرات کاربران سایت

ارسال توسط: حمیدرضا پاک گوهر در تاریخ: 1392/10/23 -- 08:15:56
با سلام به همه عزیزان یاری رسان
امید وارم که به قول دعای پدر من "خدا دستتون رو بگیره" و امیدوارم این دوستی که دل شما خدمت گذاران به فرزندان نیازمند یاری را نگران کرده بیاد و دلجوئی در خور و شایسته ای بجا بیاره
خداوند دست یاری رسانتون رو محتاج نکنه
آمین
-----------------------------------------------------------------------
ارسال توسط: Azadeh در تاریخ: 1392/10/14 -- 21:20:07
به نظر من جوابیه شما واقعا غیر حرفه‌ای بود. نوشته خانوم بیضایی، هم پر از اشکال بود و ایشون نباید تصورات ثابت نشده و قضاوت‌های شخصی‌ خود را در نوشته خودشون دخیل میکردند، شرح کل به تنهایی‌ کافی‌ بود. اما جوابیه شما هم دست کمی‌ از آن ندشت. و بجای اینکه منطقی‌ و به دور از احساست جواب ابهامات ایشون (که الان تبدیل به ابهامات همهٔ کسانی‌ شده که از طریق سازمان شما به کودکان کمک میرسانند) با مقایسه ناا به جا ایشون را متهم به درک نکردن شرایط سخته مدد جوو کرده اید. این متن اصلا نتونست جواب ابهامات من را بدهد و این تصور در من به وجود آورد که اگر زمانی‌ من هم به سازمان شما انتقاد کنم باید آمادگی این را داشته باشم متهم شوم که به خاطر زندگی‌ نسبتا مرفه قادر به درک شرایط یک کودک نیازمند نیستم، و یا به قول معروف نفسم از جای گرم در میاد!
--------------------------------
مدیر سایت: نظر شما دوست عزیز نیز محترم است. معمولا در تهیه متن تلاش می شود به جنبه های مختلف ابهام پاسخ داده شود. خوشحال خواهیم بود برای ابهام زدایی و دریافت نقدهای سازنده ی شما بیشتر با شما ارتباط داشته باشیم
-----------------------------------------------------------------------
ارسال توسط: شهناز كلائي در تاریخ: 1392/10/14 -- 16:34:30
با سلام
سركار خانم شادی بیضائی
اینجانب یك دبیر بازنشسته آموزش و پرورش هستم كه به عنوان مدد كار افتخاری نزدیك به ۱۰ سال است كه با بنیاد كودك همكاری می كنم و آن چه را كه بنیاد كودك ایران در مورد ابهامات شما پاسخ داده اند، چیزی جز حقیقت نیست.
-----------------------------------------------------------------------

فرم ارسال نظر:
* نام
تلفن تماس
* ایمیل  
آدرس وب سایت
* نظر